سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
142
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
در عين حال ، تعداد كلّ طبقات موالى فقط در فاصله چند دهه به حدى فزونى يافت كه تقريبا از رفقاى عربشان بيشتر شد . در نبرد جماجم ، نيروهاى موالى كه براى جنگ با اشعث آمدند بيشتر از صد هزار نفر بودهاند . ( 52 ) با همهء تعداد و قدرت ، بطور كلى ، اعراب رفتار شهروندان طبقه دوم را با آنها داشتند . اعراب نه تنها عليه آنان ، اين طرز تفكّر را كه فاتح آنها هستند ، تحميل مىكردند بلكه همچنين موضع برترى نژادى را بر آنان اعمال مىنمودند . اين امر به طور طبيعى احساس نارضايتى را در ميان موالى كوفه رشد مىداد . بر اين ساخت جمعيتى ، سه مشاهده ديگر را بايد افزود . اولا ، از همان آغاز كوفه شهر عربى اصيلى مانند مكّه ، مدينه و حتى دمشق نبود . ثانيا ، اكثر مهاجرين اوليه كوفه ، چه عرب و چه فارس ، دستههاى نظامى بودند كه در اغلب موارد بدون خانوادههايشان آمدند و كلا براى مدتى به عنوان ارتش استوار آماده عمل ، زندگى مىكردند . طبيعى به نظر مىرسد كه ويژگى مبارزاتى آنها بايد استوار باشد حتى اگر سرانجام به صورت مستخدم دولت مستقر شوند و با گروههاى مجهزتر از ميان اعراب و پارسيان ملحق گردند اين مطلب ، همراه با بسيارى عوامل ديگر ، ناراحتى ، رنجش و اغلب رفتار عصيانى آنها را روشن مىسازد . نهايتا ، و شايد مهمترين مطلب اينكه كوفه سنتى از خود نداشت كه بدان وسيله بتواند مردم را جذب كرده و يا تحت نفوذ قرار داده باشد . پس از فشار خارجى زياد از جزيره العرب ، اعراب به شهرهاى سوريه ، مصر و فارس مهاجرت كرده و تحت تاثير مستقيم آمده و زير نفوذ سنتهاى موجود آن شهرها قرار گرفتند . كوفه ، از طرف ديگر به صورت پادگانى بر فلاتى بكر و دست نخورده كه بين صحراى عربستان و شهر قديمى پادشاهى لخميّه در حيره قرار داشت ، بنا شد و تحت نفوذ فرهنگى و مالك الرقابى فارس قرار گرفت . اين شهر نو بنياد مىبايست به هرحال ويژگى خود را كمال بخشد و چنين كارى با اين گونه تراكم از انبوه مردم هم آسان نبود ، جائى كه اعراب شمال و جنوب ، يا نزارى و يمنى ، عشاير و بومى اريستوكراتهاى خاندانهاى معروف